• دسترسی همیشگی به اخبار و رویدادهای روز تکنولوژی دانش و کسب و کار -

10 حقیقت تلخ درباره ی موفقیت که هیچ کس تمایلی به شنیدن آن ندارد

7 دی 1395 - 2:13
10 حقیقت تلخ درباره ی موفقیت که هیچ کس تمایلی به شنیدن آن ندارد

از افراد موفق بپرسید که چطور به موفقیت دست یافته اند؛ احتمالا پاسخ هایی مثل "سخت کار کردن" و "قربانی شدن" یا "مقاومت کردن" را می شنوید.

کمی عمیق تر به آن نگاه کنید، احتمالا وجوه مشترکی بیشتر از آنچه که در بالا ذکر شد، در آنها دیده می شود که در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنیم؛ با تک بوک همراه شوید:

1. آنها می دانند که موفقیت در ادراکشان غیر قابل انکار است.

ماجراهای کارآفرینان موفق را بخوانید، متوجه می شوید که آنها برخی خصوصیات ناملموس مخصوص کارآفرینان مثل ایده، استعداد، مهارت ها، توانایی مدیریت، خلاقیت را دارا هستند که شاید در وجود شما وجود ندارد.

اشتباه می کنید. موفقیت تنها باید در ادراک و درون شما به صورت اجتناب ناپذیر وجود داشته باشد. نگاه کردن به مسیر موفقیت کارآفرینان و فکر کردن به اینکه چشم انداز آنها واضح بوده، تمامی ایده های آنها بی نقص بوده و تمامی گام ها به صورت درست برداشته شده، بسیار آسان است؛ احتمالا به این نتیجه می رسید که دستیابی به موفقیت های بزرگ، برای آنها یک نتیجه ی قطعی بوده است.

اما اینطور نیست. موفقیت هیچگاه مسلم نیست. تنها در ادارک شما به این گونه خواهد بود.

اگر به سخت کار کردن و استقامت تمایل داشته باشید (که در وجود تمامی افراد به اندازه ی کافی وجود دارد)، به این مهم دست پیدا می کنید. هیچگاه نباید خودتان را با موفقیت های دیگران اندازه گیری کنید.

هدفی را انتخاب کنید و خودتان را با هدف تعیین شده بسنجید، این تنها مقایسه ایست که با اهمیت خواهد بود.

2. آنها تصمیم گرفته اند که خودشان انتخاب کنند.

به محض اینکه منتظر بمانید تا پذیرفته شوید، ارتقا پیدا کنید، انتخاب شوید و یا اینکه کشف شوید، درواقع وقت خود را هدر داده اید.

این کارها را نکنید. دسترسی، تقریبا نامحدود است؛ شما می توانید از طریق شبکه های اجتماعی، تقریبا با هر کسی که می خواهید ارتباط برقرار کنید. شما می توانید کار خود را منتشر کنید، موسیقی خود را توزیع کنید، محصولات خود را تولید کنید و سرمایه ی مورد نیاز خود را جذب کنید.

شما تقریبا می توانید هر کاری که می خواهید را انجام دهید؛ و نباید منتظر بمانید تا دیگران استعدادهای شما را کشف کنند.

تنها چیزی که شما را از حرکت بازمی دارد، خود شما هستید.

3. آنها به دیگران کمک می کنند که به موفقیت برسند، با علم بر اینکه قطعا به این مهم دست پیدا می کنند.

هیچ کس نمی تواند به تنهایی و بدون کمک دیگران، به موفقیت های چشمگیر دست پیدا کند. مدیران خوب، ابزارها و آموزش های مورد نیاز کارمندان را در اختیار آنها قرار می دهند تا بهترین عملکرد آنها را دریافت کنند، و در این صورت است که به هدف خودشان می رسند. بهترین مشاوران، نیازهای ارباب رجوع های خود را در اولویت قرار می دهند. بهترین کسب و کارها، به دنبال راهی هستند که به مشتریان خود کمک کرده و خدمات بهتری را به آنها ارائه دهند.

و در نتیجه ی تمام این موارد، به پاداش مورد نظر خود دست پیدا می کنند.

اگر از آغاز شروع یک ماجرا، تنها به خودتان فکر می کنید، نهایتا به تنهایی می رسید. اما اگر دیگران در اولویت شما قرار دارند، نه تنها به موفقیت دست پیدا می کنید، بلکه دوستان واقعی بیشماری خواهید داشت.

4. آنها می دانند که گاهی اوقات، بهترین راه برای اول شدن این است که آخر از همه برسند.

موفقیت اغلب در نتیجه ی استقامت به وجود می آید. زمانی که دیگران تسلیم می شوند، کار را ترک می کنند، دست از تلاش بر می دارند و یا اینکه درباره ی ارزش ها و اصول خود مصالحه کرده و به نوعی آنها را زیر پا می گذارند، آخرین فردی که باقی می ماند، در واقع همان فرد برنده است. شاید افراد دیگر باهوش تر باشند، ارتباطات بهتری داشته باشند، با استعداد تر باشند و یا اینکه سرمایه ی بیشتری را در اختیار داشته باشند، اما اگر تا پایان کار استقامت نکنند، برنده نخواهند بود.

شاید گاهی اوقات مجبور شوید که ایده، پروژه و یا حتی کسب و کارتان را رها کنید، اما هیچگاه نباید تسلیم شوید و یا اینکه خودتان را نیز رها کنید.

چیزی که همیشه می توانید باشید این است که آخرین فردی باشید که از شما ناامید می شود.

5. آنها کاری را انجام می دهند که هیچ کس دیگری تمایلی به آن ندارد.

قدم های اضافی تری که بر می دارید، شما را به ناحیه ی تنهایی می رساند، چرا که هیچ کس به آنجا نمی رود.

تا آنجا که می توانید به آنجا بروید.

6. آنها از شبکه استفاده نمی کنند، بلکه حقیقتا ارتباط برقرار می کنند.

گاهی اوقات برقراری ارتباط از طریق شبکه های انسانی بسیار زمان بر بوده و بیشتر شبیه به بازی با اعداد است.

شما به این اعداد نیازی ندارید، بلکه ارتباطات واقعی را لازم دارید، افرادی که به شما کمک کنند، افرادی که می توانید به آنها اعتماد کنید، افرادی که اهمیت می دهند.

خودتان را به افرادی برسانید که می خواهید برای مدت های طولانی، بخشی از زندگی شما باشند؛ حتی اگر مربوط به زندگی حرفه ای شما باشد. زمانی که این کار را انجام می دهید، دریافت و ارائه ی خدمات را فراموش کنید، این تنها راه برای ایجاد یک رابطه ی واقعی و پایدار است.

زمانی که در این امر موفق شدید، در واقع یک خانواده ی حرفه ای گسترده را ایجاد کرده اید. زمانی که به شما نیاز دارند، در کنار آنها خواهید بود و می توانید در صورت نیاز روی کمک آنها حساب کنید.

7. آنها فکر می کنند، اما از همه مهم تر عمل می کنند.

استراتژی را نمی توان به عنوان یک محصول نهایی عرضه کرد. پوشه ها همیشه از استراتژی هایی انباشته شده که هرگز اجرا نشده ند.

ایده پردازی کنید، یک استراتژی ایجاد کنید، یک سیستم ابتدایی برای عملکردهای اجرایی را در نظر بگیرید. سپس باید برنامه ها را به اجرا بگذارید تا در نهایت به یک روش اجرایی منسجم برسید.

موفقیت تنها از طریق تعیین استراتژی حاصل نمی شود، بلکه از طریق اعمال آن استراتژی ها میسر می شود. افراد موفق روی اجرای فوق العاده تمرکز می کنند.

8. آنها می دانند که رهبری، عنوانی است که باید آن را به دست بیاورند.

رهبران افرادی نیستند که قیمت سهام را در عرض شش ماه، دو برابر می کنند و اینکه مقامات محلی را به تصویب معافیت های مالیاتی بیش از حد سخاوتمندانه مجبور کنند و یا اینکه با شجاعت تمام، به جایی بروند که هیچ کس دیگر، جرات رفتن به آنجا را نداشته است.

تمام اینها، نمونه هایی از رهبری بود، مدلی که بستگی به شرایط دارد و کوتاه مدت است.

رهبران واقعی، دائما الهام بخش دیگران هستند، در آنها ایجاد انگیزه می کنند و باعث می شوند که احساس بهتری نسبت به خودشان داشته باشند. رهبران واقعی افرادی هستند که از آنها پیروی می کنید، نه به خاطر اینکه مجبور هستید، بلکه به این دلیل که خودتان می خواهید.

شما تحت هر شرایطی و برای همیشه از آنها پیروی می کنید؛ چرا که آنها از نوعی مهارت و استعداد ویژه برخوردار هستند که در شما باوری را ایجاد می کنند که گویی به درستی از آنها پیروی نمی کنید. مقصدتان هرکجا که باشد، همیشه احساس می کنید که با هم هستید. ایجاد چنین رابطه ای به زمان نیاز دارد.

9. آنها موفقیت را یک نتیجه می دانند، نه یک دلیل.

تا به حال شیده اید که کسی بگوید:"اگر ترفیع گرفتم، بعد از آن سخت کار می کنم." یا "هر وقت که مشتری پول بیشتری پرداخت کرد، من هم کار بیشتری انجام می دهم." یا "اگر فکر می کردم که بازده بیشتری دارد، من هم تا پای جان تلاش می کردم."

افراد موفق در وهله ی اول با سخت کار کردن به ترفیع شغلی دست پیدا می کنند. کسب و کارهای موفق با ارائه ی ارزش های بزرگ تر، به درآمد و سود بالاتر می رسند. کارآفرینان موفق با سخت کار کردن به بازده بیشتر دست پیدا می کنند.

بیشتر مردم قبل از اینکه حتی به سخت کار کردن و تلاش های مضاعف فکر کنند، انتظار دارند که پاداش های بزرگ نصیبشان شود.

افراد سوپر موفق، انتظار دارند که در قبال تلاش های بیشتر و مضاعف به پاداش برسند. این پاداش برای آنها می تواند هر چیزی باشد، از پاداش های مالی و شخصی گرفته تا احساس رضایتی که بعد از دستیابی به یک نتیجه ی مهم به آنها دست می دهد.

10. آنها حقیقتا آرزو می کنند که شما بدانید هیچ راز کوچکی وجود ندارد.

این مسله را قبول کنید: هیچ تیر جادویی برای نشستن روی هدف وجود ندارد. هیچ میان بر و یا ترفندی وجود ندارد.

دستیابی به موفقیت در هر زمینه ای که انتخاب کرده اید، با کار سخت و استقامت حاصل می شود.

فکر کردن به اینکه اگر دیگران موفق شده اند به این دلیل است که حتما چیزی را در اختیار داشتند که شما ندارید، بسیار آسان است. اما واقعیت امر این است که آنها تمایل دارند کاری را انجام دهند که شما انجام نمی دهید.

نویسنده: زهرا جانعلیزاده

منبع: inc



هیچ دیدگاهی ثبت نشده است



برای ارسال دیدگاه وارد حساب کاربری خود شوید.

دسته بندی ها